مرکز ترجمه عربی
ترجمه عربی به فارسی، ترجمه فارسی به عربی ، ترجمه تخصصی ، ترجمه متون شرکتی

دانلود سؤالات و جواب تشریحی امتحان نهاییی عربی سوم دبیرستان  خرداد 93رشته ریاضی و تجربی و انسانی

دانلود عربی تجربی و ریاضی از اینجا

دانلود عربی انسانی از اینجا



فروش کتاب های نفیس عربی
ارسال در تاريخ پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393 توسط دکتر حبیب کشاورز
کتابهای زیر به فروش می رسد
شماره تماس : 09124789649

  1. معلقات سبع ترجمه/ آیتی
  2. معلقات سبع زوزنی
  3. الجدید فی الصرف والنحو /ابراهیم دیباجی
  4. الفهرست/ ابن ندیم
  5. شرح نهج البلاغه / ابن ابی الحدید 4 جلد
  6. مقدمه/ ابن خلدون
  7. المسرح اصوله واتجاهاته محمد زکی العشماوی
  8. المقامات والتلقی / نادر کاظم
  9. عیون الاخبار / ابن قتیبه 2 چلد
  10. الادب الصغیر والادب الکبیر / ابن مقفع
  11. حلیة القرآن
  12. الفیه ابن مالک / اباذر عباچی
  13. الشعر والشعراء / ابن قتیبه
  14. فرهنگ جامع مثل ها وحکمت ها / ابوالفضل رضایی
  15. فرهنگ منجد الطلاب/ محمد بندرریگی
  16. تجربه شعری من / عبدالوهاب بیاتی / ترجمه عبدالحسین فرزاد
  17. دیوان شابی
  18. المورد القریب انگلیسی عربی
  19. عدد در زبان عربی / غلامرضا کریمی فرد
  20. المنهج القویم / محمد جواد حصاوی
  21. أکسفورد / انگلیسی عربی
  22. العمده / ابن رشیق
  23. الشوقیات / احمد شوقی 4 جلد
  24. تفسیر جامع / بروجردی 7 جلد
  25. تاریخ أداب العرب / رافعی 3 جلد
  26. امام علی در اشعار عربی معاصر / مصطفی شیروی
  27. البهجة المرضیة / سیوطی
  28. تاریخ الادب العربی الحدیث / زهرا خسروی
  29. الادب الملتزم / صادق سیاحی
  30. تاریخ ادبیات عربی نیکلسون / ترجمه کیوانی
  31. در نقد و ادب علی شریعتی
  32. تاریخ الادب العربی / حنا الفاخوری
  33. شرح معلقات عشر / خطیب تبریزی
  34. المجانی الحدیثه / دوره 5 جلدی
  35. المطول/ تفتازانی
  36. البلاغه الواضحه / امین الجارم
  37. عید الغدیر / بولس سلامه
  38. التجرید فی کلمه التوحید / غزالی تحقیق احمد مجاهد
  39. مجالس تقریرات غزالی تحقیق احمد مجاهد
  40. الروضة الندیة فی شرح البهجة المرضیة / حسینی 2 جلد
  41. شعر امروز عرب / ناصر زارع
  42. مضاهیر شعر ایران / زین العابدین محبی 2 جلد
  43. روش نوین در آموزش زبان عربی آموزش مکالمه و ترجمه و انشاء / سبزیان پور


مروری بر تاریخ زبان عربی
ارسال در تاريخ جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 توسط دکتر حبیب کشاورز

صدها سال پیش اقوامی صحرانشین در شبه جزیره عربستان زندگی می‌کردند که سامیان نام داشتند و زبان کهنی که میان سامیان رواج داشت، سامی نامیده می‌شد. هر چند برخی سامیان هنوز هم در مناطق دورافتاده عربستان زندگی می‌کنند، در گذشت ایام بسیاری از آن‌ها به تدریج از شبه‌جزیره خارج شدند و به مناطق اطراف کوچ کردند و در زبان و فرهنگ با مردم آن مناطق آمیخته شدند. در طی این مهاجرت‌ها تمدن‌های عظیمی در مناطق اطراف به‌وجود آمد که از آن‌جمله می‌توان به تمدن‌های بابلی، آرامی، سومری، کنعانی و عبری اشاره نمود. زبان‌های باستانی ایجاد شده در هر منطقه با هم تفاوت‌های آشکاری دارند اما همگی جز زبان‌های سامی به شمار می‌آیند. دسته بندی زبان‌های سامی بر حسب نسبت آن با جزیره العرب انجام می‌گیرد: زبان‌های شرقی (مانند بابلی و آشوری)، زبان‌های غربی (مانند کنعانی، عبری و آرامی) و جنوبی (مانند عربی و حبشی).

تاریخ زبان عربی را در یک روش می‌توان به قبل و بعد از اسلام تقسیم نمود. در زمان‌های قبل از اسلام زبان عربی به دو شاخه عربی جنوبی و عربی شمالی تقسیم می‌گردید. عربی جنوبی در اطراف یمن کنونی صحبت می‌شد و تحت تاثیر ارتباط با مصریان باستان و تمدن فنیقی قرار گرفته بود. این زبان با ظهور اسلام کم‌کم به دست فراموشی سپرده‌شد و به جای آن زبان عربی شمالی که مبنای عربی امروزی است در سراسر عربستان غلبه پیدا نمود. این زبان را اکنون عربی کلاسیک نیز می‌نامند.

 



ادامه مطلب...
ترجمه ضرب المثل های عربی به فارسی
ارسال در تاريخ جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 توسط دکتر حبیب کشاورز
  1. في الامتحان يكرم المرء أو يحان.

ترجمه: در امتحان است که انسان سربلند شده یا سرافکنده می شود.

معادل: (از حافظ)

خوش بود گر محک تجربه آید به میان             تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

  1. القرد في عين أمه غزال.

ترجمه: میمون در چشم مادرش چون آهو (زیبا) است.

معادل: سوسک به بچه اش میگوید قربان دست و پای بلوریت.

  1. قليل البخت يلاقي العظم في الكرشة.

ترجمه: بداقبال در خوراک سیرابی استخوان می یابد.

معادل:

بدبخت اگر مسجد آدینه بسازد     یا طاق فرود آید و یا قبله کج آید.

  1. الطيور على اشكالها تقع.

ترجمه: پرندگان هم شکل با هم می پرند.

معادل: (از نظامی)

کند با جنس خود هر جنس پرواز   کبوتر با کبوتر باز با باز

  1. ابن الوزّ عوّام.

ترجمه: جوجه غاز چون خودش شناگر است.

معادل: (از فردوسی)

پسر کو ندارد نشان از پدر    تو بیگانه خوانش نخوانش پسر

  1. لبس البوصة، تبقى عروسة.

ترجمه: لباس عروسی بپوش تا عروس جلوه کنی.

معادل: آستین نو بخور پلو

و یا: (از سعدی)

تن آدمی شریف است به جان آدمیت    نه همین لباس زیباست نشان آدمیت.

  1. باب النجّار مخلع.

ترجمه: در نجاری به چهارچوب چفت نیست.

معادل: کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.

  1. عريان الطوق بينط لفوق.

ترجمه: لباس بی یقه دارد اما ادعای ترقی می کند.

معادل: پز عالی با جیب خالی

  1. احنا في الهوا سوا.

ترجمه: ما در یک هوا هستیم.

معادل: ما در یک موقعیت هستیم.

ویا

ما همدردیم

  1. يد واحدة ماتسقفش.

ترجمه: یک دست کف نمی زند.

معادل: یک دست صدا ندارد.

  1. على قد لحافك مد رجليك.

ترجمه: پایت را به اندازه پتویت دراز کن.

معادل: پایت را به قدر گلیمت دراز کن.

  1. اللي يتلسع من الشوربة ينفخ في الزبادي.

ترجمه: کسی که زبانش از آش داغ سوخته، ماست را فوت می کند.

معادل: مار گزیده از ریسمان دورنگ (سیاه و سفید) می ترسد.

  1. الفاضي يعمل قاضي.

ترجمه: آدم بیکار در کار قاضی هم دخالت می کند. (مضرات بیکاری)

معادل: (از عطار)

 گر تو بنشینی به بی کاری مدام  کارت ای غافل کجا زیبا شود.

  1. طبّاخ السمّ بيدوقه.

ترجمه:  آشپز غذای سمی آن را خواهد چشید.

معادل: چاه کَن همیشه ته چاه است.

  1. الجيات أحسن من الرايحات.

ترجمه: آن چه در پی است، بهتر از آن چه گذشته است.

معادل: گذشته ها گذشته است.

و یا: (از مولوی)

بر گذشته حسرت آوردن خطاست بازناید رفته یاد آن هباست .

  1. وقع في شر أعماله.

ترجمه: درگیر اعمال پلید خود گردید.

معادل: از مکافات عمل غافل مشو        گندم از گندم بروید جو ز جو.

  1. العين بصيرة واليد قصيرة

ترجمه: چشم به آن دید دارد ولی دست از آن کوتاه است.

معادل: دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.

  1. اللى يشوف بلوة غيره تهون عليه بلوته.

ترجمه: دیدن مشکلات دیگران، مشکلات خود را کوچکتر می کند.

معادل: (از رودکی)

 زمانه پندي آزاد وار داد مرا          زمانه را چو نكو بنگري همه پند است

به روز نيك كسان گفت غم مخورزنهار             بسا كسا كه به روز تو آرزومند است

  1. حاميها حراميها

ترجمه: نگهبانش ، غارتش کرد.

معادل: شریک دزد و رفیق قافله بود.

  1. اللى مكتوب عالجبين لازم تشوفه العين.

ترجمه: آن چه بر پیشانی نوشته باشد لاجرم به چشم خواهد آمد.

معادل: ز این دو برون نیستش سرنوشت        اگر دوزخ جاودان گر بهشت


برچسب‌ها: ترجمه متون اقتصادی عربی

ترجمه اشتراکات لفظی در افعال فارسی و عربی
ارسال در تاريخ جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 توسط دکتر حبیب کشاورز

منقول

بسیاری از افعال در زبان فارسی و عربی مشترک هستند، بدین معنی که برای توصیف کار‌های مختلف از یک فعل مشترک استفاده می‌شود. اما وقتی این فعل را ترجمه می‌کنیم نباید آن‌ها را به صورت مشترک ترجمه نما‌ییم در ادامه به مثال‌هایی توجه کنید که مطلب را روشن‌تر بیان می‌کنند.

غذا خورد

تناول الطعام

سرما خورد

اصیب بالبرد او بالزکام

آب خورد

شرب الماء

غصه خورد

اغتم

قسم خورد

اقسم

لیز خورد

انزلق

زمین خورد

سقط علی الارض

در امتحان رانندگی رد شد

رسب فی اختبار قیاده السیاره

پیشنهاد شما رد شد

رفض اقتراحکم

از این‌جا رد شد

مر من هنا

ضَرَبَ

زد

ضَرَبَ الی کذا

متمایل شد

ضَرَبَ الجزیه

جزیه و مالیات را واجب ساخت

ضَرَبَ الخیمه

خیمه برافراشت

ضَرَبَ الدهر بینهم

روزگار بین آن‌ها جدایی افکند

ضَرَبَ علیه الحصار

او را محاصره کرد

ضَرَبَ فی البوق

در بوق دمید

ضَرَبَ فی الارض

در طلب روزی خارج شد

ضَرَبَ به عرض الحایط

با خواری رهایش ساخت

ضَرَبَ عنه صفحا

از او روی گردانید

ضَرَبَ علی یده

مانع کار او شد

ضَرَبَ بیده

اشاره کرد

ضَرَبَ الشی بالشی

چیزی را با چیزی مخلوط کرد

ضَرَبَ له مثلا

برایش مثلی زد

ضَرَبَ فی حدید بارد

تلاش بیهوده کرد

ضَرَبَ  الاجل

مهلت تعیین کرد

ضَرَبَ آباط الامور

باطن امور را دریافت

ضَرَبَ اخماسا فی اسداس

بدنبال مکر و نیرنگ بود

ضَرَبَ الخاتم

انگشتر را ساخت

ضَرَبَ علیهم اللیل

شب بر آن‌ها طولانی گشت

ضَرَبَ فی الماء

شنا کرد

ضَرَبَ قلبه

قلبش تپید

ضَرَبَ له فی ماله سهما

در اموالش برای او سهمی قرار داد

ضَرَبَه العقرب

عقرب او را نیش زد

 

 

 

اشتراکات لفظی در اسم‌ها فارسی و عربی

زبان عربی علاوه بر خط و نگارش، ارتباط بسیار نزدیکی با فارسی دارد. از این رو بسیار اتفاق افتاده که واژگان فارسی و عربی با یک لفظ نوشته می‌شوند اما این بدان معنا نیست که هر دو واژه از نظر معنایی مشابه یکدیگر باشند. در چنین حالتی مترجم باید نهایت دقت خود را بدین امر مبذول دارد تا در انتقال معنا دچار مشکل نشود.

مخابرات

اداره مخابرات

اداره اطلاعات

زبون

خوار، ناتوان

مشتری

حوصله

صبر

چینه‌دان

تقلیدی

تقلید شده

سنتی

صورت

چهره

عکس

خسیس

بخیل

پست

میمون

حیوان

مبارک

ناظر

نظارت گر

ناظم مدرسه

رسوم

آداب

نقاشی‌ها

منظور

مقصود

قابل رویت

شراب

مسکر

نوشیدنی

مجتمع

محل مسکونی

اجتماع

اداره

موسسه

چرخاندن

نفر

شخص

جماعت مردان

مکتب

مدارس قدیم

دفتر کار

دغدغه

نگرانی

غلغلک

ملت

مردم

دین

برق

الکتریسیته

تلگراف

ادویه

چاشنی

داروها

تخلف

خلاف کردن

عقب ماندگی

عکس

تصویر

برعکس

نشاط

شادمانی

چابکی

مجرم

گناهکار

جنایتکار

بهار

فصل بهار

چاشنی

موظف

مکلف

کارمند

ناظم

معاون

سراینده

شوکت

عظمت

چنگال غذا

مصرف

استفاده کردن

بانک

تورم

گرانی

متورم شدن

اسباب

وسایل

سبب‌ها

 



مجموعه نکات ابتدایی در ترجمه عربی به فارسی
ارسال در تاريخ جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 توسط دکتر حبیب کشاورز

منقول

  1. در متن های ادبی و تاریخی مانند کلام الله و نهج البلاغه و مانند آن کلمه «اِنّ» اغلب برای تاکید بر مفهوم جمله به کار می رود. در ترجمه چنین جملاتی می توان از کلماتی چون «همانا، به راستی، حقیقتا، حتما و ...» استفاده کرد. اما در متون امروزی و گفتارهای روزمره، استفاده از «اِنّ» لزوما برای تاکید نیست و بیشتر نوعی تکیه کلام برای جمله های اسمیّه به شمار می آید. «اِنّ» در وسط جمله به معنای «که، این که» به کار می رود و مانند حرف ربط در زبان فارسی است.
  2. خبر حروف «لَیتَ» و «لَعَلّ» در صورتی که مضارع باشد، معمولا در فارسی به صورت مضارع التزامی ترجمه می شود.
  3. در ترجمه صیغه های فعل مجهول به زبان فارسی، اغلب از فعل شدن کمک گرفته می شود. چنان که می دانیم در جملات مجهول نایب فاعل می تواند مانند فاعل به صورت ضمیر مستتر بیاید. لذا هنگام ترجمه لازم است به این گونه صیغه ها توجه شود.
  4. صیغه «کانَ» همراه فعل مضارع، در ترجمه فارسی معادل ماضی استمراری و همراه فعل ماضی معادل ماضی بعید است. هرگاه دو یا چند فعل از افعال مضارع و ماضی بر یکدیگر عطف شده باشند، کان فقط یک بار در ابتدای آن ها به  کار می رود.
  5. هرچند صفت در زبان عربی مفرد نباشد، در زبان فارسی به صورت مفرد ترجمه می شود. مثلا ترجمه «التلامیذ المجتهدون» به فارسی «دانش آموزان کوشا» است.
  6. در ترجمه جمله وصفی حرف که را بر آن می افزاییم و خود فعل مطابق نیاز جمله معمولا به ترتیب ذیل ترجمه می شود:
  7. ماضی + ماضی = ماضی بعید در زبان فارسی یا ماضی. مثال: «اشتریت کتابا قد رایته فی مکتبه المدرسه»: «کتابی را خریدم که آن را در کتابخانه ی مدرسه دیده بودم (دیدم)».
  8. ماضی + مضارع = ماضی استمراری در زبان فارسی. مثال: «سمعت نداء یدعونی الی الصدق»: «ندایی را شنیدم که مرا به صداقت فرا می خواند.»
  9. مضارع + مضارع = مضارع التزامی در زبان فارسی. مثال: «افتش عن کتاب یساعدنی فی فهم النصوص»: «دنبال کتابی می گردم که مرا در فهم متون یاری کند.»
  10. ادوات نصب مانند «اَن (که)، کَی، لِکَی، حَتّی، لَ» (تا، تا این که، برای اینکه) معنی فعل مضارع را غالبا به مضارع التزامی فارسی تبدیل می کنند.
  11. حرف «لَن» معنی فعل مضارع را غالبا به مستقبل (آینده) منفی فارسی تبدیل می کند.
  12. به کاربرد لام در جمله ها دقت کنیم:
  13. الملک لله. (حکومت از آن خداست.)
  14. اجتهدت لانجح. (تلاش کردم برای این که موفق شوم.)
  15. لنتبعد عن الکذب! (باید از دروغ دوری بجوئیم!)
  16. فعل مضارع مجزوم به لم را می توان به صورت ماضی ساده ی منفی و یا ماضی نقلی منفی ترجمه کرد.
  17. صیغه های غایب و متکلم فعل مضارع، هنگامی که همراه لام امر به کار روند، به صورت مضارع التزامی ترجمه می شوند.
  18. هر یک از دو فعل شرط و جواب شرط در صورتی که ماضی باشند، می تواند به صورت مضارع ترجمه شود.
  19. در ترجمه اسم هایی که دارای تنوین هستند، گاهی ی (وحدت و یا نکره اضافه می کنیم: رایت طالبا. دانش آموزی را دیدم. (یک دانش آموز را دیدم.)
  20. هرگاه اسم بعد از اشاره همراه ال باشد (مشارالیه)، خودِ اشاره (هر چند مفرد نباشد) به صورت مفرد ترجمه می شود:
  21. هذه الشجره باسقه. (این درخت، بلند است.)
  22. هذه الطالبه مجتهده. (این دانش آموز، کوشا است.)
  23. هولاء الطالبات مجتهدات. (این دانش آموزان کوشا هستند.)
  24. اسم بعد از اشاره هرگاه بدون ال بیاید، اشاره طبق صیغه خود ترجمه می شود.
  25. هذا طالب. (این دانش آموز است.)
  26. هولاء طلاب. (این ها دانش آموز هستند.)
  27. علامت «ین» میان مثنی و جمع مشترک است، در هنگام ترجمه به حرکت نون و ماقبل یا و یا قرائن موجود در جمله دقت کنیم.
  28. فعل هرگاه به فاعل اسم ظاهر اسناد داده شود و آن فاعل، مثنی یا جمع باشد، در فارسی به صورت جمع ترجمه می شود.
  29. در هنگام ترجمه به مرجع ضمایر غایب دقت شود.
  30. دقت در زمان افعال، لازم و متعدی بودن آن ها، مفرد و مثنی و جمع بودن کلمه، تشخیص فاعل و مفعول از جمله اموری است که برای یک ترجمه صحیح باید به آن توجه کرد.
  31. گاهی می توان مصدر را به صورت فعل ترجمه کرد، قصدت الرجوع الی المکتبه: خواستم به کتابخانه برگردم.
  32. فعل هایی که در یکی از باب های افعال، تفعیل به کار می روند، اغلب به صورت متعدی ترجمه می شوند. به عبارت دیگر در ترجمه به مفعول نیاز خواهند داشت.
  33. پاره ای از افعال همراه حرفی به کار می روند که در هنگام ترجمه نیازی به ترجمه آن حروف نیست. مانند: سخر من (مسخره کرد.)، حصل علی (به دست آورد)، شعر ب (متوجه شد، احساس کرد)
  34. گاهی در ترجمه فعل های باب تفاعل و مفاعله به آوردن حرف ربط با نیاز داریم.
  35. فعل های باب انفعال به صورت لازم ترجمه می شوند.
  36. فعل های باب افتعال و تفعل گاهی لازم و گاهی متعدی هستند.
  37. فعل های باب استفعال غالبا متعدی هستند.
  38. اسم فاعل بر انجام دهنده یا دارنده حالتی بودن دلالت می کند و معادل آن در فارسی معمولا صفت فاعلی یا اسم فاعل است. مانند حامی: پشتیبان، منذر: بیم دهنده.
  39. صفت فاعلی در زبان های فارسی دارای پسوندهایی از قبیل «نده» و «ا» است مانند: بیم دهنده، دانا.
  40. اسم مفعول بر انجام شدن و یا واقع شدن دلالت می کند و معادل آن در فارسی معمولا صفت مفعولی یا اسم فاعل است. مانند مقتول: کشته شده، محترم: احترام شده.
  41. در ترجمه اسم مفعول گاهی از پسوند شده استفاده می کنیم. مانند مستضعف: ضعیف نگاه داشته شده.
  42. در ترجمه اسم های مبالغه معمولا از قید بسیار استفاده می کنیم. مانند غفار بسیار آمرزنده.
  43. گاهی میان اسم های تفضیل از نظر ظاهری با فعل ماضی باب افعال مشابهت ایجاد می شود، در این گونه موارد، توجه به مفهوم عبارت راهگشای مساله است.
  44. اگر بعد از اسم تفضیل عبارت مِن بیاید به صورت صفت تفضیلی ترجمه می شود: احسن مِن: نیکوتر از... و اگر همراه من نیاید، معمولا به صورت صفت عالی ترجمه می شود: احسن کتاب: بهترین کتاب
  45. ضمیر یکی از اجزای اصلی جمله است. در تشخیص انواع ضمیر و ترجمه ی صحیح هر یک دقت کنیم.
  46. تشخیص مرجع ضمایر غایب به دقت بسیار احتیاج است.
  47. کلماتی مانند الذی و التی هرگاه پس از اسم دارای ال بیایند، به معنی «که» خواهند بود، مانند: ذهبت الی المسجد الذی قرب مدرستنا.
  48. دقت کنیم که حرف «ما» گاهی حرف نفی است و گاه اسم استفهام و گاه موصول. به کمک قرائن موجود در جمله باید هر یک را از دیگری تمییز داد.
  49. در زبان فارسی، فعل معمولا در آخر جمله قرار می گیرد، و حال آن که در عربی، فعل معمولا ابتدای جمله می آید.
  50. در ترجمه اسم هایی که دارای تنوین هستند، گاهی ی وحدت یا نکره اضافه می کنیم. کتاب: کتابی
  51. اسم پس از فعل همیشه فاعل نیست. فاعل گاهی در داخل فعل به صورت مستتر قرار می گیرد.
  52. فعل گاهی در آغاز جمله به صورت مفرد می آید و حال آن که فاعل آن به صورت جمع است. در این صورت، فعل به صیغه جمع ترجمه می شود: کتب الطلاب: دانش آموزان نوشتند.
  53. جایگاه مفعول معمولا پس از فاعل است. اما در همه جای جمله می تواند قرار گیرد. بدین جهت توجه به مفهوم عبارت راهگشای یافت مفعول یک فعل است.
  54. ضمایر منفصل نسبی هرگاه در آغاز جمله به کار روند، در ترجمه آن ها کلماتی از قبیل «تنها، فقط و ...» را اضافه می کنیم.
  55. در پایان جمله های اسمیهِ فاقد فعل، از صیغه های مختلف فعل ربطی است استفاده می کنیم.
  56. خبر مفرد درصورتی که مثنی و یا جمع باشد، معمولا به صورت مفرد ترجمه می شود. (المومنون صادقون فی حیاتهم: مومنان در زندگی خود راستگو هستند.)


اسلایدر